مهندسی شیمی و تکنولوژی

در این وبلاگ مطالبی رو که خیلی لازمه و توی دانشگاهها درس نمیدند رو می تونید پیدا کنید

هواگيری از آب ورودی به بويلر !

شاخه:مهندسی شيمی

زير شاخه :عمليات واحد ها

موضوع :هواگيری از آب ورودی به بويلر

حذف اکسیژن از آب ورودی به بویلر ها برای جلوگیری از خوردگی بویلر بسیار ضروری است.اما در آب ورودی به بویلر ها که مثلا روی آن عملیات انجام داده اند تا اکسیژنشو بگیرند هنوزم اکسیژن پیدا میشود.برای کندانسور هم همین بساط رو داریم.برای هر دوی این موارد یه هواگیری درست و حسابی و البته یه هواگیر خوب لازم داریم.

 

در سیستم های هواگیر قدیمی تر طرز عمل هواگیری خیلی ساده است.آب مورد نظر که اکسیزن نا محلول دارد به دستگاه تماسیی خورانده می شود که آب می تونه گرم بشه و با بخاری که به محفظه وارد میشه برخورد کنه.این بخار میتونه آب رو تا 120 درجه سانتیگراد گرم کنه و باعث بشه که اکسیژن از محلول در بره و تشریف ببره پیش مامانش یعنی اتمسفر( البته یکم از بخار هم مایع میشه که زیاد مهم نیست).اینو باید به خاطر داشته باشید که معیان برگشتی نباید با بخار توی این دستگاه برخورد داشته باشه.بعضی از سیستمها هم برای اطمینان بیشتر از کمبود یا نبود اکسیژن مایع میعان شده رو هم دوباره عملیات روش انجام میدند.بعضی ها هم به خودشون دردسر نمیدند و این کارو نمی کنند.شما ملاحظه خواهید کرد که سیستم های جدید تر بهتر عمل میکنند.

در نوع جدیدی از بویلر ها بخش زدایشی استفاده شده که آب پر اکسیژن رو بیشتر از سیستمهای قدیمی با بخار تماس میده که باعث افزایش کارایی اون میشه.

سیستمهای هواگیری دراین نوع از بویلر ها 2300 تا 91000 کیلوگرم بر ساعت از آب ظرفیت زدایش دارند.در ضمن احتیاجی به مواد گران قیمت حذف کننده اکسیزن هم ندارند.از مزایای دیگه اونا میشه به حذف دی اکسید کربن , افزایش دمای آب ورودی به بویلر و در نتیجه کاهش شک حرارتی به بویلر , افزایش کارایی بویلر در دمای محیط , کم کردن اندازه بویلر ها , تنظیم دلخواه میزان آب ورودی و خروجی و مقاومت بیشتر بدنه در مقابل فشار تا psig 50 اشاره کرد.

+   ماه و ایزد و یار ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۸

يک دانشمند و مهندس برجسته!

در تاریخ همیشه انسانهایی زندگی می کردند که وجودشون باعث پیشرفت اساسی در علوم و مهندسی شده و ارزش کار اونا اینقدر زیاد بود که از در انحصار موندن یه رشته خاص خلاص شدند .در اینجا ما یکی از این دانشمندان رو که تاثیر زیادی روی پیشرفت تئوریهای پدیده های انتقال داشته معرفی می کنیم.در توصیف اهمیت کارهای این دانشمند و مهندس بزرگ همین بس که اسمشو به دفعات در درسهایی چون انتقال جرم , عملیات واحد ها , مکانیک سیالات و انتقال حرارت شنیده ایم.

دانشمند مورد نظر ما 162 سال پیش یعنی در اول شهریور سال 1221 هجری شمسی(همش مگه باید تاریخا به میلادی باشه؟خوب یه بارم نباشه) در بلفاست ایرلند به دنیا آمد که البته اون موقع ایرلند کشور مستقلی نبود و زیر نظر انگلیس بود. این شخص که بهتره اسمش مهندس باشه زمینه کاریش هیدرولیک و هیدرودینامیک بود.حدودای بیست و پنج سالش بود که توی کالج کوئین کمبریج واسه خودش دم و دستگاهی و آزمایشگاهی راه انداخت.درست یک سال بعد به عنوان اولین استاد رشته مهندسی در کالج اوون منچستر مشغول به کار شد. 9 سال بعد کاندیدای دریافت جایزه از مجمع سلطنتی شد و در سن 46 سالگی برنده مدال سلطنتی شد.

این شخص با پشتکار مثال زدنی مشغول مطالعه روی معیان و انتقال حرارت بین جامد و سیال در کندانسور ها و بویلر ها بود که خلاصه موفق شد اصلاحاتی در اونا بوجود بیاره و ادامه این مطالعات روی پمپ توربینها منتهی شد به اینکه بتونه برای این عملیات یه پایه و اساس علمی پیدا کنه.این دانشمند بنیاد گرا(سیاسی نه ها, علمی) در سالهایی که شاهان قاجار مفت می خوردند و جفت می زدند تونست تئوری روغن کاری رو فرموله کنه و قوانین مقاومت در کانالهای انتقال سیالات که بطور موازی قرار داشتند رو شرح بده.در ادامه تحقیقاتش موفق به ایجاد یه چهارچوب ریاضی برای توضیح جریانهای آرام و گذار و متلاطم شد که این کار درست در 115 سال پیش اتفاق افتاد.

با رابطه و عددی که این دانشمند کشف کرد هم تونست کمک زیادی به بقیه بکنه و هم اسم خودشو در تاریخ ثبت کرد.رابطه ای که این دانشمند کشف کرد خیلی ساده ولی با ارزش هست و معیاریه برای تشابه دینامیکی و مدل سازی صحیح در جریان سیالات.بعد از اون هم تشابه مکانیکی در گرما رو تعریف کرد.این دانشمند و مهندس شهیر و نامدار درست در 99 سال پیش در سن 63 سالگی بازنشست شد و 12 سال بعد در سال 1291 هجری شمسی درست در دوم اسفند ماه دار فانی رو وداع گفت.احتمالا تا حالا باید اونو شناخته باشید. اون دانشمند کسی نیست جز آزبورن رینولدز.

نکته جالبی که از تاریخهای موجود در متن مشخص میشه اینه که :آخه به مام میگند مهندس؟حالا ما خوبه نمیخایم یه چی کشف کنیم.همین درس خوندنم زورمون میاد.

+   ماه و ایزد و یار ; ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۸

حسابهای سر انگشتی

مهندسان شیمی حتما بخوانند

شما وارد یه کارخونه میشید که قراره توش کار کنید.معمولا به شما یه سری آموزشهایی میدند و بعد میرید سر کارخودتون اما در طی زمانی که شما مسئول بخشی از کارخونه هستند اتفاقات زیادی ممکنه رخ بده که شما باید این اتفاقات رو تحت کنترل خودتون در بیارید.اونجا دیگه وقت محاسبه و کاغذ قلم و اینجور چیزا نیست .فقط یه ماشین حساب معمولی و فکر شماست که باید محاسبات رو انجام بده.در اکثر مواقع در چنین حالت هایی محاسبات دقیق لازم نیست و دونستن حدود جواب میتونه کمک زیادی بهتون بکنه ولو اینکه محاسبات ما در مهندسی شیمی دقیقا درست نیست و همیشه خطا داره که ناشی از فرضیات ما هست.بگذریم , خوب......, شما فکر می کنید چکار باید کرد؟چطور میشه این مسائل رو حل کرد؟جواب ساده است.

مهندسین شیمی در طی دوران های گذشته از تجروبیاتشون استفاده کردند و یه سری قوانین تقریبی خلق کردند که هم خلاصه هستند و هم توی ذهن می مونند.شما میتونید از این تجربیات که بصورت قانون در اومده استفاده کنید و بسته به نوع کار خودتون مشکلات خودتونو حل کنید.ما توی ایت وبلاگ هر دفعه یه سری از این قوانین رو که بنام حسابهای سر انگشتی هست می زاریم که امیدواریم بتونید ازش استفاده کنید و مارو هم دعا کنید.موضوعاتی که ما در مورد اونها این قوانین تقریبی رو مینویسیم از این قرارند:

کمپرسورها و پمپ های خلا , برجهای خنک کننده , نقاله ها برای حمل مواد جامد , تبلور , خرد کردن , تقطیر و جذب گاز , حمل کننده ها و تجهیزات تولید قدرت ,تبخیر کننده ها , استخراج مایع_مایع , فیلتراسیون , سیال سازی ذرات با گاز , مبدل های حراتی(درستش مبادله گر های حرارتی هست) , عایق بندی(مخصوصا از نوع حرارتی) , افزایش اندازه ذرات , راکتور ها , انتقال بوسیله لوله ها , پمپ کردن , سرما سازی , جداسازی بر اساس اندازه , محفظه ها و ظرف ها , تخمین حدود فشار , تخمین ظرفیت و......

پس شروع می کنیم :

قانون اول کمپرسورها و پمپ های خلا :فن ها برای افزایش فشار در حدود تا 12 اینچ آب استفاده می شند , دمنده ها برای تا کمتر از 40 و اگه فشار بیشتری لازم دارید دیگه نوبت کمپرسور هاست .اینم یادتون باشه که دمنده ها می تونند قویتر هم باشند.

قانون دوم کمپرسورها و پمپ های خلا : پمپ های مکنده که تولید خلا می کنند زورشون توی مایه های اعداد زیر هست :

نوع رفت و برگشتی پیستونی Torr 1 , نوع پیستون گردان تا Torr 0.001 , نوع دو گردالی گردان تا Torr 0.0001 , نوع جت بخار یک مرحله ای تا Torr 100 , سه مرحله ایش تا Torr 1 و پنج مرحله ایش تا Torr 0.05 می تونند فشار رو کم کنند.

حتما الان میگید این دیگه چه جور واحد فشاریه .نترسید بابا یه Torr معادل یک میلیمتر جیوه هست.

+   ماه و ایزد و یار ; ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۸/٢۳

تسليت!

بازگشت همه به سوی اوست!

دوست عزيز جناب آقای  مصطفی ساغری دوز(وبلاگنويس م.شيمی ۸۲):

 

   درگذشت پدر گراميتان را  به شما و بازماندگان  تسلیت می گوییم.ما را هم در غم خود شريک بدانيد.

 

از طرف مهندسان شيمی کيمياگران دست و دل باز

ingche.persianblog.ir 

+   ماه و ایزد و یار ; ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱۸

مواد منفجره عصبانی می شوند !

شاخه اصلی :شیمی و مهندسی شیمی

زیر شاخه :تسلیحات

موضوع :مواد منفجره

 

 

ماده منفجره خشمگین HIGH EXPLOSIVE :

یک ترکیب شیمیایی که معمولا حاوی نیتروژن است که بوسیله هر گونه شوک منفجر می رود.

دینامیت که یه زمانی خیلی هیبره داشته است و برای انفجارات و آزمایشات کاربرد داشت فقط تا سال 1955 توی بورس بوده است(یا روی بورس...حالا چه فرقی می کنه).از رقبای اصلی آن میتوان به محلولهای دوغابی که حاوی 94 درصد نیترات آمونیوم و 6 درصد ماده سوختی بود که به آن ANFO می گفتند را نام برد.این منفجر شونده های مایع بیشتر نیترات آمونیوم ژلاتینی داشتند که توسط T.N.T حساسیت آنها زیاد رفته بود تازه آلومینیوم هم بوده است که حساسیت ایجاد میکرده است.

یه جور دیگه هم ماده منفجره بود که نه نیتروژن داشت نه اکسیژن و اون کسی نبود(چیزه!نه !ماده ای نبود) جز استیلید مس یا نقره.

ماده منفجره خشمگین به شوک خیلی حساس است, خیلی بیشتر از فولمینات جیوه و نیتروگلیسیرین.اینقده حساس است...............

در حالیکهT.N.T و نیترات آمونیوم در مقایسه برای انفجار خیلی کمتر حساسند و احتیاج به محرک های انفجاری مثل چاشنی و یک وسیله فعال کننده دیگر دارند.

ANFO:Ammonium Nitrate-Fuel Oil

+   ماه و ایزد و یار ; ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱٦

مخفف ها ! دوتا ديگه!

شاخه :مهندسی شیمی و شیمی

موضوع :ریشه کلمات

حلال Solvent :

مشتق از کلمه solv- به معنی آزاد کننده , برای مثال این مایع جامدات را از حالت بسته و محصورشان آزاد می کند مثلا.ریشه تمامی کلمات مشابه یعنی solve ,solution,dissolve,resolve از همین کلمه هست.عجب اسمایی می زارند ا !!!!

ویتامین Vitamine :

این کلمه مشتق از دو کلمه vita به معنی حیات و زندگی و amine به معنی انجام دادن فعل vita هست.اولین بار در سال 1911 FUNK این اسم رو روی اینا گذاشت.اون e آخر وقتی کاروتن(نیتروژنه نشدش البته) یا همون ویتامین A کشف شد افتاد یا گم شد فکر کنم.

FUNK: که در لهستان زاییده شد ولی بعدا رفت کشور استکبار جهانی.

+   ماه و ایزد و یار ; ٩:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱٦

معمای يک

branch:chemical engineering

sub branch : thermodynamic

subject:PUZZLE 1

type : simple

پس چی؟فکر کردید همش فارسی می نویسیم! نه ! از این خبرا نیست.ولی در عوض معماش ساده هست یعنی اگه یه شیمیست یا مهندس شیمی اینو ندونه باید چی.......آره.... معمای بعدی سخت تره.

what is this?

...... namely the pressure that would be exerted by a single gas component in a gaseous mixture if it exists by itself in the same volume as occupied by the mixture and and at same temperature of the mixture.

and who defined it?

+   ماه و ایزد و یار ; ٢:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱۱

کربن نانو تيوب

شاخه اصلی :میکروالکترونیک

زیر شاخه :امواج نوری, فوتون , کربن

موضوع:کربن های نانو تیوبی

 

 

فوتون , خلاصه می گیریمت !

عزیزان شما حتما میدونید که یکی از مهمترین مواد موجود در این دنیا که خیلی هم کاربرد داره کربن هست.در مدح این ماده هرچه بگوییم کم است.دیدید آدمایی رو که توی آتش سوزی سوختند و یه توده سیاه ازشون مونده ؟قسمت اعظم اون توده کربن هست.حالا چرا داریم این اراجیف رو میگیم.تکنولوزی نانو و شیمی و مهندسی شیمی و فیزیک و الکترونیک ریختند روی هم تا کاری کنند که آنتن های گیرنده امواج تلویزیونی دیگه خیلی خیلی بزرگ نباشند و این میسر نمی نماید مگر الا بجز با همکاری صمیمانه کربن های به شکل نانو تیوب.

قبلا می خاستند از این کربن ها که خیلی هم محکم به نظر می رسند نمی دونم پل معلق و آسانسور فضایی و از این جور چیزا بسازند اما جدیدا خاصیت جالبی از این مواد بطور اتفاقی کشف شده که در نوع خودش جالب می بوده است!!!!!!! لازم به ذکر می باشد که کربن نانو تیوب یعنی یه جور ترکیب کربن که لوله ای تشکیل بدهد که خیلی کوچولو و خیلی مستحکم باشد.

خبرگزاری رویتر خبر داده که محققان توسط همین کربن های نانو تیوبی میخاند گیرنده نوری بسازند که بتونه امواج تلویزیونی(که دیگه می شه گفت اسمشون میشه امواج نوری) رو بگیره بدون اینکه اندازه آنتن خیلی بزرگ باشه.میدونید که فوتون عامل دیدن اجسام هست.چشم ما وسایل کافی واسه دیدن فوتون داره ولی ما هنوز نتونستیم وسیله ای برای فوتون بسازیم که نقش گیرنده رو بازی کنه تا اینکه به این ذرات کربن جالب برخوردند .

اگر این فکر عملی بشه هم کیفیت امواج تلویزیونی خیلی بهتر میشه و هم بوسیله اونا میتونیم در سطح وسیع(سطح وسیعش با ما) انرژی خورشیدی رو به الکتریسیته تبدیل کنیم و بعد این الکتریسیته ها رو بدیم به بابا برقیا.سوالی که ما از این نوع کربن داریم اینه که:تا حالا کجا بودی؟

با تشکر از یکی از کیمیاگران دست و دل باز که زحمت تهیه این خبر دست اول رو کشیدند.

+   ماه و ایزد و یار ; ٢:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۱۱

کلمات اختصاری

شاخه: مهندسی شیمی

زیرشاخه :نفت وگاز

موضوع :مخفف ها

کلمات اختصاری

L.P.G : liquefied petroleum gas

گازهای نفتی فشرده یا گازهای هیدروکربنی مایع شده از دیگر اسم های این موجود می باشند.چنین موادی به عنوان محصول جانبی در فرآیند های تصفیه نفت یا تولید بنزین طبیعی محسوب می شوند .موادی مثل بوتان , ایزوبوتان , پروپان , پروپیلن , بوتیلن ها یا مخلوطی از این مواد در چنین فرآیند هایی نمونه ای از ها L.P.G هستند.از مهمترین خصوصیات مشترکشون میشه به بی رنگ بودن و خورنده نبودن اشاره کرد.

L.N.G : liquefied natural gas

گازطبیعی در شکل مایع که بیشتر شامل هیدروکربنهای گازی با وزن مولکولی پایین است و از مناطق نفتی بدست میاد. بیشتر شامل متان(تا 85 درصد) و اتان(ده درصد) و بقیه اش هم پروپان و بوتان و نیتروژن است.بی رنگ و قابل اشتعال و اکثرا بی بو هستند.چون برای مصارف خانگی استفاده می شوند بو به آنها اضافه می شود که هشداری باشد برای مصرف کننده.البته در اکثر موارد بویش خیلی گند است.

S.N.G :synthetic or substitute natural gas

هر گاز سوختی تولید شده مصنوعی که ترکیبی شبیه به گاز طبیعی را داشته باشد .روشهای مختلفی برای تولید این نوع گاز وجود دارد که در آینده به آنها اشاره خواهد شد.

+   ماه و ایزد و یار ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۳

معمای آشيل !

شاخه : فلسفه(در حال حاضر جنبه ریاضی و فیزیکی دارد)

طراح :زنون فیلسوف قدیمی

موضوع :معمای آشیل

 

آشیل تو هرگز نمی رسی!

این یه معمای ساده ای هشت که جوابش به اون سادگی خودش نیست.

آشیل سریع ترین دونده یونان قدیم بود و رقیبی نداشت تا اینکه مسله ای پیش اومد که این سرعت رو زیر سوال برد.فرض کنیم آشیل بخواهد با یک لاک پشت مسابقه دو بدهد و سرعتش ده برابر لاک پشت باشد.پس اگر آشیل صد متر بپیماید لاک پشت ده متر را پیموده است.حله؟یا بازم توضیح بدم.خوب حالا میریم سراغ اصل ماجرا:
آشیل صد متر با لاک پشت فاصله داشت که سوت شروع مسابقه رو زدند.با توجه به سرعت آشیل نسبت به لاک پشت وقتی آشیل فاصله صد متر رو طی میکنه که به مکان اولیه لاک پشت برسه لاک پشت بی کار نمی مونه و ده متر رو طی میکنه پس حالا آشیل ده متر عقبه.دوباره آشیل باید این ده متر رو طی کنه که برسه به جای لاک پشت اما لاک پشت بازم حرکت کرده و آشیل بازم وقتی به جای لاک پشت میرسه لاک پشت جلوتره.همیشه وقتی آشیل فاصله بین خودش و مکان لاک پشت رو طی می کنه که برسه به جای لاک پشت , لاک پشت به اندازه یک دهم این فاصله از جایگاه خودش جلوتره .انگار قرار نیست آشیل به لاک پشت برسه!!! چون همیشه این یک دهم فاصله وجود داره ولو اینکه خیلی خیلی کوچک باشه!

معما اینجاست همه میدونند یه دونده سریع قائدتا و منطقا باید از لاک پشت جلو بزنه اما این یکی همیشه عقبه!چرا؟

سالها این مسله مکتوم موند تا اوایل قرن بیستم که حل شد!میشه شما توضیح بدید که چه اتفاقی داره می افته و چه مفهومی را داره توضیح میده این معما؟

عجب جونورایی بودند فلاسفه یونان قدیم!

+   ماه و ایزد و یار ; ٢:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۸/۳

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir